|
وقتی که گریم میگیره دلم میگه مبارکه قدراشکاتو بدون هنوز چشات بی کلکه وقتی که گریم میگیره یه اسمون بارونیم امابی بگم خدا من تو دلم زندونیم سرمو بالا میگیرم کسی جوابم نمیده خیلی شباس یه رهگذر به گریه هام نخندیده چه روزو روزگاریه منو یه دنیا بی کسی شدم یه مشت خاطره یه کوره یه دلواپسی میخوام طلافی نکنم حرمت دل رو میشکنم دارن به جرمه سادگیم چوب حراجم میزنن تواین ولایت غریب دل مرده ها عزیزترن قحطیه عشق عاشقاس قلبای سنگی میخرن + نوشته شده در دوشنبه 1388/09/09 6:45 PM توسط نگاه آشنا |
تولـــــــدم مبــــــــارک! بفرمائین اینم کیک نوش جونتون! درسته که امروز از صبح هر کی اومده یه کنایه ای بهم زده و رفته ولی به خاطر این روز به دل نمی گیرم... از هر کدوم میل دارین بفرمائین .تو رو خدا تعارف نکنین!!! + نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/04 12:7 PM توسط نگاه آشنا |
او را از من گرفتند بی آن که بدانند با من چه می کنند گناهی بر آنان نیست مقصر منم. سر راهم سبز شدند و آسان بردندش گناهی بر آنان نیست مقصر منم. کسی او را نگرفت خودم دادمش.........چه آسان و ساده مقصر منم. او را از دست دادم و به بیهودگی رسیدم...در تاریک ترین لحظه ها به روشنایی اش دادم و در تنها ترین اوقات به آنها سپردمش. سکوتم از دستم رفت و گناه از دست رفتنش بر من است آری مقصر منم. + نوشته شده در جمعه 1388/08/22 1:36 PM توسط نگاه آشنا |
چی بودم چی شدم به خاطر تو ولی پشت دلم رو خالی کردی حالا اسمت میاد گریم میگیره نمی دونی که با دلم چی کردی اگه در حق تو خوبی نکردم بدون که خالی بود دستای سردم ولی من در عوض هرچی که بودم با احساسات تو بازی نکردم + نوشته شده در یکشنبه 1388/08/17 6:11 PM توسط نگاه آشنا |
بیچاره من که بعد تو آواره میشم باورم نمیشه که رفتی از پیشم روزا میگذشتن برام اما به سختی اومدم به دیدنت اما تو رفتی چاره درد من مرگم رسیده اینجا حتی قبله ام صبرم نمی ده اومدم نذارم عشقتو ببازی اما این رسمش نبود مهمون نوازی می میرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم می سوزم تا نیای چشامو من به در می دوزم می میرم نگو رفتن من واست فرقی نداره من میرم اما گریه نکن دیگه فایده نداره میرم ...بدون وداع میرم ...به خاطره ها میرم ...خداحافظ... بیچاره ام خسته ام چشم انتظارم توی این پس کوچه ها تنها نذارم نیستی از تاریکی شبها می ترسم بی وفا دارم توی سرما می لرزم می ترسم از غصه هام دووم نیارم آخه هیچ نشونه ای از تو ندارم آروم آروم دارم از غصه می میرم تو بگو نشونه تو از کی بگیرم می میرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم می سوزم تا نیای چشامو من به در می دوزم می میرم نگو رفتن من واست فرقی نداره من میرم اما گریه نکن دیگه فایده نداره تموم زندگیم اینه،منوبغضو در و دیوار چی مونده از تن خستم که میخواد بشکنه اینبار می رم...خداحافظ میرم ...بدون وداع میرم ...به خاطره ها میرم ...خداحافظ... + نوشته شده در شنبه 1388/08/16 6:15 PM توسط نگاه آشنا |
لبهای تو بسته تو قاب ولی پر از گفتنی هاست مثل یه زخم قدیمی تیشه به ریشه ام می زنه دلم می گه زودتر بخواب شاید بیاد پیشت تو خواب ولی من تو چشم تو جز حقیقت نمیبینم بهت می گم از عاشقات از همه دیوونه ترم ولی بازم بهت می گم جز تو کسی رو ندارم... + نوشته شده در جمعه 1388/07/24 12:54 PM توسط نگاه آشنا |
خدایااااااااااااا چرا ؟چرا نمیشه ازش دل بکنم ؟ دیشب که زنگ زد میخواستم بازم بگم که بهم زنگ نزنه ...راستش گفتم دیدار به قیامت ولی اون بهم گفت "خفه شو !دیگه هم از این حرفا نزن" صبح sms شو باز کردم نوشته بود "حالم بده،داغونم کردی اگه کسی با شماره من بهت sms داد درست حرف بزن باهاش به خاطر حال من ممکنه بهت sms بدن "فقط همین قدر یادم میاد چون پاک کردم. ولی آخه من که چیزی بهش نگفتم تنهاچیزی که گفتم و بایدم میگفتم این بود "هر چی بود تموم شد دیدار به قیامت " از صبح که زنگ می زنم بازم اون زنیکه میگه "برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر امکان پذیر نمی باشد" واقعا همه چی تموم شد ؟ خدا جونم غلط کردم ... خداااااااااااااااااااااااااا منو ببخش ...تو رو به حق این ماه عزیز ... خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا غلط کردم ...غلط کردم ...توبه می کنم ...دیگه از اون کارا نمیکنم ...غلط کردم ...غلط کردم ...دیگه کاری به کارش ندارم ...! خدایا توبه میکنم فقط گلمو به زندگی برگردون ...گلمو به زندگی برگردووووووووووووووووووووووون! . . . به خداوندی خودت قسم غلط کردم !...جونمو برگردون بهم ! + نوشته شده در شنبه 1388/06/21 11:0 AM توسط نگاه آشنا |
چگونه بنویسم وقتی اشکهایم کلمات را در هم می کنند تا از جدایی سخن به میان نیاورند و وقتی چهره ی معصوم تو در ذهنم هزاران بار ترسیم می شود مانع از حضور کلمات تلخ شود ...نگو این آخرین دیدار است و دیگر چشمانم از شرم نگاه تو زمین را محرم نمی داند .نگو پس از این در حضور هرزه نگاه های غریب آشفته چشم به آسمان باید بدوزم ...نگو که باید سنگین تر از همیشه غصه به دوش کشم و با هزار زحمت تکه پاره های قلبم را با تاری از امید به بازگشت پینه کنم .وقتی نیستی شب ناتمام غصه هایم هرگز سحر نخواهد داشت حتی اگر به وسعت دریا اشک ریزم و به تعداد قطره های الماس آسمان شب در برابر خالق یکتا سجده کنم . + نوشته شده در شنبه 1388/06/21 9:56 AM توسط نگاه آشنا |
|